View Lyrics: احمد ظاهر - گر زلف پريشانت Modal close icon

Viewing lyrics for احمد ظاهر - گر زلف پريشانت by Ahmad Zahir (Afg Music Genius Ever)احمد ظاهر نابغه موسيقي افغانستان.

گر زلف پریشانت در دست صبا افتد
هر جا که دلی باشد،در دام بلا افتد

ما کشتی صبر خود در بحر غم افکندیم
تا اخر ازین طوفان،هر تخته کجا افتد

هر کس به تمنایی فال از رخ او گیرند
بر تخته ی فیروزی،تا قرعه کرا افتد

گر زلف سیاهت را،من مشک خطا گفتم
در تاب مشو جانا،در نکته خطا افتد

آخر چه زیان افتد سلطان ممالک را
کو را نظری روزی،بر حال گدا افتد

آن باده که دلها را از غم دهد آزادی
پر خون جگر گردد،چون دور به ما افتد

احوال دل حافظ،از دست غم هجران
چون عاشق سرگردان،کز دوست جدا افتد

حافظ

Close